تبلیغات
نم نم بارون - هر آنچه از من برمی آمد....
تاریخ : جمعه 2 آبان 1393 | 02:30 ب.ظ | نویسنده : nastaran

گنجشکی به آتش نزدیک میشد و برمیگشت پرسیدند : چه میکنی؟ گفت: در این نزدیکی چشمه هست و من نوکم را پرآب میکنم و روی آتش

میریزم گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که میاوری بسیار زیاد است و این فایده ندارد ،گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما

هنگامیکه خداوند پرسید: زمانیکه دوستت در آتش میسوخت چه کردی؟ پاسخ میدهم: هر آنچه از من برمی آمد....



طبقه بندی: داستان کوتاه،
برچسب ها: دوست، هرآن چه برمی آید،

  • پاپو مارکت | بک لینک | قالب وبلاگ